در حال ترک اعتیاد

جوجه تخس و عصبی

در حال ترک اعتیاد

جوجه تخس و عصبی

در حال ترک اعتیاد

گاهی روزمره هامو مینویسم ...
گاهی خودمو خالی میکنم اینجا ...
حرفایی ک گوشی برای شنیدن پیدا نمیکنن احتمالا میان اینجا جا خوش میکنن..
شایدم محلی برای فرار از تنهایی !
نمیدونم....

آشفتگی

سه شنبه, ۲۰ دی ۱۴۰۱، ۱۲:۰۰ ب.ظ

هیچ وقت نفهمیدم چرا این موقع از سال که میشه همه چیز روی دور تند قرار میگیره :)

یه عالمه کار و بدبختی پیش میاد و زمان خیلییییی کم تازه وقتی هم ب سختی برنامه ریزی میکنی ک ب همشون برسی یهو ی کار غیر مترقبه پیش میاد مثلا خراب شدن بی خود و بی جهت وسایل خونه :)

احساس فرسودگی میکنم ...شدید ...حس میکنم دیگه اصلا نمیفهمم زندگیم داره چطور میگذره ....

چیزی تحت عنوان زندگی شخصی ندارم و تمام زندگیم شده کار ...کار ..کار 

شبانه روز ...بیست و چهارساعته کار ...

حس میکنم بیست و چهار ساعت کمه ! واقعا کمه حداقل بیست و هفت هشت ساعت لازمه واسه روز ! یعنی هر چهقدر از زمان استراحت و خواب و ناهار و شام و ورزش و ....میزنم باز کم میارم !

اخرین باری ک عادی و ب قصد تفریح از خونه رفتم بیرون ی ماه و نیم پیش بوده فکر کنم !

مادر بزرگ بهم میگه خوب نیست ادم اینقدر خودشو بکشه واسه پول در اوردن اینقدر حرص و طمع پول نداشته باش ! موندم اگه بدونه پولی ک قراره بعد تموم شدن این پروژه بگیرم یک دهم چیزی ک باید بگیرم هم نیست چ فکری در موردم میکنه ! اگه بفهمه همه اینا ب خاطر لج و لجبازیه چی ؟! 

ده روز پیش ی اشتباه کردم و همانا خسارت ب پروژه و نیش و کنایه زدن عالم و آدم ...

موندم خب چ فکری میکنن ...مگه من رباتم ک همه چیز بی نقص پیش بره ؟؟ خب ادم اشتباه میکنه و پیش میاد ...

این وسط مادربزرگ گیر سه پیچ داده ک تو چرا مجردی ؟! از سن ازدواجت گذشته ! و کمر بسته ک هر طوری شده منو رد کنه برم ! چون دوتا خاله هام بالای پنجاه سال سن دارن و مجرد موندن من نباید بمونم چون مث اونا میشم !

میگم قربونت بشم شوهر من مگه نمرده ؟؟ مگه فوت نشده ؟؟ الان من ترشیده محسوب میشم از نظر تو ؟؟! 

میگه ن تو هنوز عروسی نکرده بودی ! عقد بودی ! و همانا من ترشیده محسوب میشم چون همسر گرامیم قبل از عروسی فوت شد :)

و بهش میگم ک اگه برگردم ب عقب دیگه همون عقد هم نمیکنم :) من آدم زندگی مشترک نیستم ... اینو از اون مثلا مثلااااا ازدواج قبلی و رابطه ی مثلا جدی الانم فهمیدم :) 

و مادربزرگی ک میگه برو گورت رو گم کن جلو چشمم نباش و با حرص میزنه رو سینه خودش ک من از دست این دختر ب خدا پناه میبرم :)

و منم و ی حجم وحشتناک از کار انجام نشده ...رابطه تقریبا ب بن بست رسیده ...اوضاع همیشه آشفته ...

کی قراره این همه آشفتگی تموم شه ؟!

 

 

  • mava movahed

نظرات (۴)

  • تینـ ـکربل🧚‍♀️
  • خیلی بده منم ی مدت اینجوری بودم هیچ تفریحی نداشتم
     24 ساعت واقعا کمه 🤠
    ی نصف روز دیگه اضافه شه ک منهای 7 ساعت خواب، بشه مفید تقریبا 30 ساعت 🤣

    پاسخ:
    دقیقا حداقل ۳۰ ساعت لازمه ک ۷ ساعت بخوابی بقیش واسه کار😂
    ولی در حال حاضر خیلی بخوابم ۴ یا ۵ ساعت ! خیلی کمه ۲۴ ساعت واسه روز😕
  • پسر انسان
  • آشفتگی یه وضعیت ناپایدار هست با یه علت مشخص
    اگه درمان نشه تبدیل به معضل میشه
    حلش کنید

    پاسخ:
    وضعیت ناپایدار ک نمیدونم فعلا خیلی طولانی شده ...
    اما چندین علت داره ... وقت واسه حل هیچ کدوم هم نیست ..  اینه ک بیخیالش شدم فعلا همین طور پیش بره...
  • شاگرد خیاط
  • چقدر متفاوت با زندگی من

    پاسخ:
    خوش ب حالت پس :)....
  • پسر انسان
  • آشفتگی هست تمام نمیشه

    باید مدیریتش کرد

    پاسخ:
    گاهی وقتا اینقدر طولانی میشه ک رسما بهش عادت میکنیم دیگه میشه جزئی از زندگیمون و همین طور پیش میریم باهاش ...بعضی وقتا هم آدم هرکاری برا مدیریت این آشفتگی میکنه ب در بسته میخوره ک نا امید میشه از رفعش...خلاصه ک خدا سر گرگ بیابون نیاره :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">